در چشمانداز پیچیده گردشگری جهانی، سرنوشتهای درهمتنیده ایران و عراق، روایتی تأملبرانگیز را رقم میزند—روایتی که فراتر از تسهیل سفرهای مرزی، به همزیستی فرهنگی، یکپارچگی اقتصادی و راهبردهای ژئوپلیتیکی گره خورده است. گردشگری که اغلب بهعنوان صنعتی تحت سلطه نیروهای بازار و ترجیحات مصرفکنندگان تلقی میشود، قدرتی ذاتی برای بازتعریف روابط دوجانبه، ایجاد ثبات منطقهای و تقویت هویت مشترک میان ملتهایی با پیوندهای عمیق تاریخی دارد. در این چارچوب، ایران و عراق در موقعیتی بینظیر قرار دارند تا از اشتراکات خود برای ایجاد الگویی نوین در گردشگری بهره ببرند—مدلی که با تلفیق میراث فرهنگی، پیوندهای مذهبی و مکملهای اقتصادی، همکاری پایدار و راهبردی را رقم بزند.
پیوند گردشگری زیارتی و دیپلماسی فرهنگی
در قلب پویاییهای گردشگری ایران و عراق، ظرفیت عظیم گردشگری زیارتی نهفته است. شهرهای مقدس کربلا و نجف در عراق در کنار مشهد و قم در ایران، محوری معنوی را تشکیل میدهند که سالانه میلیونها زائر را به خود جذب میکند. این جریان دائمی، نهتنها بهعنوان موتور اقتصادی قدرتمندی عمل میکند، بلکه ابزاری مؤثر برای دیپلماسی فرهنگی نیز بهشمار میرود. برخلاف گردشگری تفریحی، زیارت یک جستوجوی معنوی است که پیوندهای اجتماعی و فرهنگی را تقویت میکند.
بااینحال، علیرغم تقاضای آشکار، گردشگری زیارتی همچنان با مشکلات زیرساختی، پیچیدگیهای بوروکراتیک و فقدان سازوکارهای سفر یکپارچه مواجه است. تدوین سیاستهای یکپارچه ویزا، سرمایهگذاری در زیرساختهای مهمانپذیری فرامرزی و بهبود خدمات تسهیل زیارت—ازجمله توسعه گردشگری هوشمند و پلتفرمهای دیجیتال—از جمله اقداماتی است که برای شکوفایی این حوزه ضروری بهنظر میرسد.
علاوه بر این، تقاطع گردشگری زیارتی و فرهنگی فرصتی بینظیر برای مقابله با روایتهای یکجانبهای فراهم میکند که اغلب منطقه را صرفاً از دریچه جنگ و بیثباتی به تصویر میکشند. ایران و عراق، بهعنوان نگهبانان گنجینهای بیهمتا از تمدن بشری، میتوانند از طریق برندینگ استراتژیک گردشگری و همکاریهای فرامرزی، تصویر جهانی خود را بر مبنای روایتهایی از تابآوری، غنای معنوی و استمرار تاریخی بازتعریف کنند.
الزامات ژئواکونومیک: گردشگری، پیشران یکپارچگی منطقهای
فراتر از ابعاد مذهبی، گردشگری ایران و عراق میتواند بهعنوان ابزاری ژئواکونومیک، موتور محرکی برای تجارت، اشتغالزایی و تنوعبخشی اقتصادی باشد. هر دو کشور که از وابستگی به درآمدهای نفتی رنج میبرند، بهدنبال راهبردهایی برای کاهش آسیبپذیری در برابر نوسانات بازار جهانی انرژی هستند. گردشگری، بهعنوان صنعتی با اشتغالزایی بالا و ارزش افزوده گسترده، جایگزینی ایدهآل در این مسیر محسوب میشود.
بااینحال، علیرغم قرابت تاریخی، فرهنگی و مذهبی، ایران و عراق هنوز یک اقتصاد گردشگری یکپارچه را ایجاد نکردهاند. چارچوبهای مقرراتی پراکنده، سازوکارهای قیمتگذاری نامنسجم و ناکارآمدیهای لجستیکی، مانعی در مسیر تشکیل بازاری واحد برای گردشگری بهشمار میروند. اجرای توافقنامههای دوجانبه گردشگری که سرمایهگذاریهای مشترک، هماهنگی مقرراتی و کارآفرینی فرامرزی را تسهیل کنند، گامی ضروری در راستای توسعه پایدار این بخش محسوب میشود.
علاوه بر این، پیوند زیرساختهای گردشگری—ازجمله ایجاد کریدورهای هوایی، خطوط ریلی پرسرعت و تسریع فرآیند صدور ویزا—نهتنها بهینهسازی تحرک گردشگران را در پی خواهد داشت، بلکه میتواند به رشد صنایع مرتبط مانند خردهفروشی، مهماننوازی و حملونقل نیز کمک کند. همچنین، بهرهگیری از مکانیسمهای اقتصادی منطقهای، نظیر ایجاد مناطق آزاد ویژه گردشگری، میتواند جایگاه ایران و عراق را بهعنوان یک بلوک گردشگری همگرا تقویت کند.
همافزاییهای سیاسی و نقشآفرینی قدرت نرم
گردشگری، در صورتی که بهطور راهبردی بهکار گرفته شود، فراتر از عملکرد اقتصادیاش، میتواند بهعنوان ابزاری برای دیپلماسی مؤثر عمل کند. در بستر روابط ایران و عراق، گردشگری یکی از معدود حوزههایی است که همکاریهای سیاسی میتواند بدون مناقشه، دستاوردهای ملموس بهدنبال داشته باشد.
با توجه به پیچیدگیهای سیاسی خاورمیانه، نهادینهسازی دیپلماسی مبتنی بر گردشگری بین ایران و عراق، میتواند بهعنوان وزنه تعادلی در برابر مداخلات خارجی که بهدنبال تضعیف اتحادهای منطقهای هستند، عمل کند. ایجاد یک شورای مشترک گردشگری، متشکل از سیاستگذاران، رهبران صنعت و متخصصان دانشگاهی، میتواند زمینه گفتوگوی ساختاریافته، هماهنگی سیاستها و پیشبرد اهداف توسعه گردشگری مشترک را فراهم کند.
نمونههای جهانی متعددی نشان دادهاند که گردشگری میتواند بهعنوان ابزاری برای ایجاد تعادل ژئوپلیتیکی مورد استفاده قرار گیرد. برای مثال، برنامه استراتژیک گردشگری آسهآن (ASEAN Tourism Strategic Plan)، نشان داده است که همکاریهای گردشگری میتوانند به تثبیت منطقهای کمک کنند. الگوی مشابهی، با درنظر گرفتن شرایط ایران و عراق، میتواند نهتنها روابط دوجانبه را تقویت کند، بلکه این دو کشور را در جایگاه معماران نظم نوین گردشگری منطقهای بر پایه همبستگی فرهنگی و همگرایی اقتصادی قرار دهد.
افقهای پیش رو: بهسوی رنسانس گردشگری ایران و عراق
برای تبدیل ظرفیت بالقوه گردشگری ایران و عراق به صنعتی ساختاریافته و سودآور، رویکردی چندبعدی موردنیاز است—رویکردی که تلفیقی از نوآوری در سیاستگذاری، سرمایهگذاری در زیرساختها و برندسازی راهبردی را شامل شود. ادغام راهکارهای دیجیتال نوین، نظیر ردیابی زائران مبتنی بر بلاکچین، تحلیلهای گردشگری مبتنی بر هوش مصنوعی و تجربههای میراث مجازی، میتواند این صنعت را دگرگون کرده و آن را کارآمدتر و رقابتیتر کند.
افزون بر این، توسعه برنامههای آموزشی و مهارتی در حوزه مدیریت گردشگری، استانداردهای خدمات بینافرهنگی و مهارتهای مهماننوازی چندزبانه، نقشی اساسی در بهبود کیفیت خدمات و افزایش رضایت گردشگران ایفا خواهد کرد. نیروی کاری که هم در زمینه تسهیل سنتی زیارت و هم در ارائه خدمات مدرن گردشگری تخصص داشته باشد، زیربنای توسعه پایدار این صنعت خواهد بود.
نکته حیاتی این است که ایران و عراق باید فراتر از همکاریهای مقطعی، چارچوبهای پایدار همکاریهای گردشگری را نهادینه کنند. تأسیس یک صندوق توسعه مشترک گردشگری، با تمرکز بر توسعه زیرساختها، تحول دیجیتال و طرحهای بازاریابی، میتواند به تضمین رشد پایدار گردشگری دوجانبه کمک کند.
کلام پایانی
ایران و عراق در آستانه یک رنسانس گردشگری قرار دارند—رنسانسی که نیازمند رهبری آیندهنگر، برنامهریزی استراتژیک و تعهد مستمر به پیشرفت مشترک است. با گذر از پارادایمهای سنتی گردشگری و پذیرش رویکردی یکپارچه و نوآورانه، هر دو کشور میتوانند از همافزاییهای فرهنگی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی خود بهره ببرند و الگویی از گردشگری را بنا نهند که نهتنها از نظر اقتصادی سودآور، بلکه از نظر دیپلماتیک نیز تحولآفرین باشد. در عصری که گردشگری بهعنوان ابزاری برای نفوذ جهانی شناخته میشود، ایران و عراق این فرصت را دارند تا روابط دوجانبه خود را بر اساس الگویی از گردشگری متکی بر آرمانهای مشترک، میراث مشترک و رفاه همگانی بازتعریف کنند.
دکتر پگاه یاوریفر، دکترای مدیریت گردشگری، معاون پژوهشی اندیشکده پیشرفت گردشگری ایران