احمد دیناری

درنگی فلسفی بر یادداشت “چالش‌های دفاتر خدمات مسافرتی و گردشگری”

این متن، درنگی فلسفی بر یادداشت احمد دیناری؛ مشاور و تسهیل‌گر سرمایه‌گذاری گردشگری است که در آن، چالش‌های دفاتر خدمات مسافرتی و گردشگری را بررسی کرده است. در این بررسی، نویسنده از دو منظر به این موضوع پرداخته است: نخست، تأثیر عوامل بیرونی همچون مشکلات اقتصادی، مالیاتی و نظارتی که ساختار این صنعت را تحت تأثیر قرار داده‌اند؛ و دوم، چالش‌های درونی که ناشی از نگرش و مدیریت فعالان این حوزه است.

این درنگ فلسفی، تلاش دارد تا از سطح توصیف مشکلات فراتر رود و به ریشه‌های بنیادی‌تر این چالش‌ها بپردازد. در این راستا، مفاهیمی همچون تقدیرگرایی در برابر کنش‌گرایی، نقش یادگیری و همبستگی در پایداری کسب‌وکارها، و اهمیت اتخاذ استراتژی‌های نوین برای تطبیق با تغییرات محیطی مورد توجه قرار گرفته‌اند.

این متن، ضمن نقد و تحلیل یادداشت دیناری، راهکاری عملی برای برون‌رفت از وضعیت موجود ارائه می‌دهد. از جمله این راهکارها می‌توان به لزوم تغییر نگرش فعالان صنعت گردشگری، تقویت تعاملات صنفی، دیجیتالی‌سازی خدمات، و ایجاد یک اکوسیستم حمایتی اشاره کرد. در نهایت، این تحلیل بر این نکته تأکید دارد که صنعت گردشگری، بیش از یک فعالیت اقتصادی، یک بینش و شیوه بودن در جهان است که نیازمند انعطاف، خلاقیت و شناخت عمیق از محیط پیرامون است.

متن یادداشت اصلی را اینجا بخوانید

نشستی که احمد دیناری، مشاور و تسهیل‌گر سرمایه‌گذاری گردشگری، از آن گزارش داده است، بازتابی است از یک وضعیت پیچیده و بحرانی که صنعت گردشگری کشور با آن دست‌وپنجه نرم می‌کند. اما ورای فهرست بلند چالش‌های بیرونی و درونی که در این نشست مطرح شد، پرسشی بنیادین نهفته است: آیا مسئله اصلی بحران اقتصادی و مدیریتی است یا بحران در نگرش و زیست‌جهان فعالان این صنعت؟

از منظر فلسفی، چالش‌های دفاتر خدمات مسافرتی را می‌توان در دو حوزه تبیین کرد: نخست، جهان بیرونی که بر این صنعت سایه افکنده و دوم، نحوه مواجهه کنشگران با این جهان. دیناری در گزارش خود، انبوهی از مشکلات کلان اقتصادی، مالیاتی و نظارتی را فهرست می‌کند که بی‌شک، همچون موجی سهمگین، کشتی این صنعت را متزلزل ساخته است. اما در لایه‌ای ژرف‌تر، مسئله‌ای دیگر رخ می‌نماید: عدم آمادگی درونی برای مواجهه با این تغییرات، فقدان راهبردی روشن و نبود روحیه تحول.

این بحران نه صرفاً اقتصادی، بلکه اگزیستانسیال است. همان‌گونه که دیناری به‌درستی اشاره می‌کند، بسیاری از مدیران این صنعت، نه بر اساس شناخت و بینش، بلکه بر پایه هیجان و انگیزه‌های سطحی پا به این عرصه نهاده‌اند. این نکته ما را به پرسش بنیادی‌تری می‌رساند: آیا مشکل اصلی، محیط نامساعد است یا نحوه مواجهه ما با این محیط؟

در فلسفه، دو رویکرد بنیادین به بحران وجود دارد: یکی، دیدگاه تقدیرگرایانه که چالش‌های بیرونی را همچون حقیقتی تغییرناپذیر می‌پذیرد و انسان را در برابر آن‌ها منفعل می‌سازد؛ و دیگری، دیدگاه کنش‌گرایانه که بر اختیار، تدبیر و تحول تأکید دارد. گزارش دیناری در میان این دو قطب نوسان دارد: از یک‌سو، قدرت چالش‌های بیرونی را چنان تصویر می‌کند که گویی چاره‌ای جز پذیرش آن‌ها نیست؛ و از سوی دیگر، در انتهای یادداشت، مدیریتی تحول‌گرا را پیشنهاد می‌دهد که بر اصلاح درونی استوار است.

اما آیا راهی برای خروج از این دوگانه وجود دارد؟ شاید پاسخ را بتوان در مفهوم “تاب‌آوری” جست‌وجو کرد. تاب‌آوری، نه انفعال در برابر مشکلات و نه ستیز کورکورانه با آن‌ها، بلکه یافتن شیوه‌هایی خلاقانه برای هم‌زیستی با این بحران‌هاست. تاب‌آوری مستلزم تغییر در شیوه تفکر، افزایش مهارت‌های مدیریتی، اتخاذ استراتژی‌های منعطف و مهم‌تر از همه، بازاندیشی در ماهیت کسب‌وکار گردشگری است.

آنچه در گزارش دیناری برجسته است، عدم همبستگی در میان فعالان این حوزه است. او از “آفتی به نام همه‌چیزدانی” یاد می‌کند که به‌راستی، ریشه بسیاری از بحران‌های مدیریتی در ایران است. نبود فرهنگ یادگیری و تعامل، فقدان مشارکت جمعی و عدم توجه به تخصص‌گرایی، همگی نشانه‌هایی از یک بحران فرهنگی عمیق‌تر هستند.

اما برای دستیابی به یک تغییر پایدار، نباید تنها به ارائه تحلیل بسنده کرد. باید به‌دنبال ارائه راه‌حل‌های عملی و اثربخش بود. یکی از راهکارهای کلیدی، ایجاد یک اکوسیستم حمایتی برای دفاتر خدمات مسافرتی است که بتواند از طریق آموزش‌های تخصصی، ارائه منابع مالی پایدار، و ایجاد بسترهای مشارکتی، مقاومت آن‌ها را در برابر بحران‌ها افزایش دهد. دولت، بخش خصوصی و نهادهای صنفی همگی در این فرآیند نقش دارند. بدون یک تلاش جمعی، نمی‌توان انتظار داشت که این صنعت به‌تنهایی از بحران عبور کند.

از سوی دیگر، مدیران دفاتر خدمات مسافرتی باید به‌جای رویکرد سنتی و منفعل، به‌دنبال شیوه‌های نوین در مدیریت کسب‌وکار خود باشند. دیجیتالی‌سازی خدمات، بهره‌گیری از هوش مصنوعی در بازاریابی، ایجاد پلتفرم‌های مشتری‌محور، و توسعه شبکه‌های ارتباطی قوی، از جمله اقداماتی است که می‌تواند به افزایش بهره‌وری و تاب‌آوری این دفاتر کمک کند. در دنیای امروز، دیگر نمی‌توان تنها با اتکا به روش‌های سنتی انتظار موفقیت داشت. صنعت گردشگری به‌شدت متحول شده و تنها آن دسته از کسب‌وکارها که بتوانند خود را با این تغییرات سازگار کنند، باقی خواهند ماند.

در نهایت، شاید بزرگ‌ترین چالش این صنعت، نه بحران‌های اقتصادی و نه مشکلات مدیریتی، بلکه تغییر در نگرش و پارادایم فکری آن باشد. گردشگری، بیش از آنکه یک صنعت باشد، یک بینش است؛ شیوه‌ای از بودن در جهان که مستلزم شناخت، انعطاف و خلاقیت است. بدون این مؤلفه‌ها، حتی بهترین سیاست‌های اقتصادی نیز نمی‌توانند سرنوشت این صنعت را متحول کنند.

پس، در برابر این بحران، دو راه پیش رو داریم: یا همچون مسافری سرگردان، در هجوم چالش‌های بیرونی، مسیر را گم کنیم؛ یا همچون راهنمایی آگاه، نقشه‌ای تازه برای این مسیر طراحی کنیم. انتخاب با ماست.

پگاه یاوری فر
معاون پژوهشی اندیشکده