اندیشکده پیشرفت گردشگری ایران در تازهترین سلسله نشستهای تخصصی خود، میزبان دکتر محمد فرزاد میرزایی رئیس پیشین گردشگری مناطق آزاد کشور، مدیرعامل زیستبوم گردشگری رسا و رئیس اندیشکده «گردشگری هویتمحور» بود. موضوع نشست، بررسی واقعبینانه وضعیت گردشگری ایران، چالشها، سوءبرداشتها و راهکارهای تحول این بخش در گذار از مصرفگرایی به سمت توسعه هویتمحور بود.
نقد جدی به وضعیت موجود: گردشگری روی لبه مصرفگرایی
دکتر میرزایی در ابتدای گفتوگو با تاکید بر ضرورت «اندیشهورزی در گردشگری» گفت:
جریان گردشگری کشور عملاً به سمت مصرفگرایی حرکت کرده است؛
هویت جامعه میزبان در بسیاری از مقصدها مورد توجه قرار نمیگیرد؛
ارزشها و سبک زندگی میزبان در معرض دگرگونی است؛
و مهمتر از همه، شاخصهای دقیق و علمی برای سنجش اثرات گردشگری وجود ندارد.
به گفته وی، همین خلأ موجب شکلگیری اندیشکده گردشگری هویتمحور شده تا نگاه معناگرایانه به گردشگری و پیوند آن با هویت فرهنگی و تجربه زیسته هر منطقه تقویت شود.
آیا گردشگری ایران رو به پیشرفت است؟
به باور دکتر میرزایی، برخلاف جریان «تزریق ناامیدی» که در فضای عمومی کشور مشاهده میشود، گردشگری ایران طی دو دهه اخیر مسیر رو به رشد و پذیرش ساختاری را طی کرده است:
تشکیل وزارتخانه گردشگری و خروج گردشگری از حاشیه؛
ثبت سیاستهای کلی در اسناد عالی کشور؛
ورود سازمانها و نهادهای بزرگ به حوزه گردشگری و رفاه سفر کارکنان؛
افزایش توجه به گردشگری بهعنوان حوزه اقتصادی و هویتی، نه صرفاً فرهنگی.
وی تأکید کرد معیار سنجش نباید مقایسه با کشورهای دیگر باشد، بلکه باید ببینیم ۲۰ سال پیش کجا بودیم و امروز کجا ایستادهایم.
گردشگر ورودی؛ از آمار تا واقعیت
در پاسخ به پرسش درباره وضعیت گردشگری ورودی، وی با چند نکته کلیدی به موضوع پرداخت:
1️⃣ اتکا به بازار همسایگان تهدید نیست؛ فرصت است به گفته وی سهم بالای گردشگران عراقی نقطه ضعف نیست، بلکه:
تضمینکننده پیوندهای فرهنگی،
تقویتکننده امنیت پایدار،
و ایجادکننده بازار منطقهای پایدار است.
2️⃣ تعریف گردشگر باید بهروز شود او تأکید کرد هنوز از تعریف کلاسیک «اقامت یکشب» استفاده میکنیم؛ درحالیکه:
امروز گردشگری مجازی،
گردشگری مرزی یکروزه،
و مصرف خدمات بدون اقامت،
همگی اثر اقتصادی و فرهنگی دارند و باید به رسمیت شناخته شوند.
3️⃣ بازگشت به سطح پیشاکرونا دستاورد است در شرایط جهانی، تحولات منطقهای و جنگهای اخیر، بازگشت ایران به سطح ورودیهای پیش از کرونا بهعنوان یک موفقیت ارزیابی شد.
مسئله جدی: شکاف بزرگ در سیستم اقامت
یکی از بخشهای مهم نشست، نقد ساختار اقامتی کشور بود.
بر اساس آمار ذکرشده:
تنها حدود ۷۵۰۰ اقامتگاه رسمی در سامانه «جانا» ثبت شده؛
اما پلتفرمهای اجاره اقامت، حدود ۷۰ هزار واحد را معرفی میکنند؛
یعنی بیش از ۹۰ درصد بازار اقامت غیررسمی است.
پیامدهای این وضعیت:
بینظمی قانونی،
فرار مالیاتی،
بیهویتی خدمات،
و فقدان امکان نظارت استاندارد.
مشکل اصلی: استانداردهایی که ایرانی نیست!
دکتر میرزایی تصریح کرد:
بخش قابلتوجهی از استانداردهای هتلینگ ایران ترجمه استانداردهای فرانسوی است؛
این استانداردها الزاماً با فرهنگ ایرانی و بازار گردشگران منطقهای همخوان نیست؛
مثال زدنی:
«در جایی که یک مسافر با خاله خود سفر میکند، ساختار اقامتگاهی باید با فرهنگ خانوادهمحور ایرانی منطبق باشد، نه الزامات خشک و بیانعطاف غربی.»
راهحل: استانداردهای اقلیمی و هویتمحور
دکتر میرزایی پیشنهاد داد:
استانداردها باید براساس اقلیم، فرهنگ و سبک زندگی هر منطقه تدوین شوند؛
نیاز گردشگر عراقی با گردشگر اروپایی یکی نیست؛
ذائقه سفر در سیستانوبلوچستان با آذربایجان متفاوت است؛
و باید «نقشه سلیقه سفر ایرانی» و «سیاستگذاری منطقهای» طراحی شود.
تجربه موفق: قشم و چابهار
وی با اشاره به دوره مسئولیت خود در مناطق آزاد گفت:
در چابهار نخستین الگوی «استاندارد هویتمحور» طراحی شد؛
به جای تکیه بر صرف جاذبه طبیعی، فرهنگ بومی محور توسعه قرار گرفت؛
کدهای رفتاری، سبک مصرف سفر و الگوی تعامل گردشگر و جامعه محلی تعریف شد؛
و نتایج، نشاندهنده افزایش کیفیت تجربه گردشگری و رضایت جامعه میزبان بود.
مردم را وارد اقتصاد گردشگری کنید!
یکی از مهمترین نقدهای وی:
«ما نتوانستهایم مردم عادی را وارد اقتصاد گردشگری کنیم.»
سرمایهداران مالک هتل هستند،
ثروتمندان صاحب بومگردی،
اما معلم، کارمند و شهرنشین عادی سهمی از گردشگری ندارد.
پیشنهاد کلیدی:
ایجاد تعاونیهای گردشگری و صنایعدستی،
توسعه مدلهای مشارکتی،
توزیع عادلانه منافع گردشگری بین مردم.
جمعبندی
نشست «بررسی وضعیت گردشگری ایران» تصویری متفاوت از گردشگری ایران ارائه داد:
ایران در نقطه شکست نیست؛ در آغاز یک مسیر بزرگ است.
اما ادامه این مسیر جز با:
بازتعریف مفاهیم،
اصلاح استانداردها،
فهم فرهنگ مخاطبان،
و مشارکت واقعی مردم،
ممکن نخواهد بود.